قهرمان ميرزا عين السلطنه
5930
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
اعلان نوشته بود پس از كشف اعدام مىشوند . اينجا عرق غدغن است اما به هزار حيله ارامنه مىفروشند . بعضى با متّه خم را سوراخ و عرق را فروختند . بعضيها عرقها را بيرون آورده يكى دوتا تير اطاق را كشيده گفتند خمره زير آوار ماند . بطرى هفت هشت هزار محرمانه فروختند بدون باندرول . شراب را بطرى پنج هزار هفت هزار يك تومان آن هم آب . مسكرات فرنگى از قبيل ويسكى ، رم ، كنياك بطرى پنج الى شش تومان مغازهها متصل مىفروشند . اين هم نتيجهء منع مسكرات بود . باز فقرا خمارند و الا اغنيا دارند بخورند . كشتن طلعت پاشا طلعت پاشاى معروف را يك نفر ارمنى تبعه و رعيت ايران اهل سلماس در شهر برلن به خونخواهى كسان و اقربايش مقتول نمود . باقىمانده انور پاشا كه اين دو نفر با همكاران خود عثمانى را به اينروز انداختند . جهانشاه خان افشار و آصف اكرم گفتند حاكم خمسه حكم به دستگيرى كسان جهانشاه خان كه در ابهر بودند صادر نمود . مصادمه واقع شد ، جمعى از طرفين مقتول شدند . آصف اكرم و دو سه نفر از نوكرها دستگير [ شدند ] تتمه فرار نمودند . امير حكم به تجهيز قشون داده است . امير نصرت با اين گرفتاريهاى رشت و ساير جاها خيلى زود است كه بخواهند با ايلات دربيفتند . با اين عده قزاق نمىتوان سرتاسر ايران را خلعسلاح و امن نمود . سراغ امير نصرت هم رفته بودند . گفته بود دولت نوكرى از ما بهتر از كجا مىآورد ، خدمت رجوع كنند انجام بدهيم . ديگر چرا اسلحه بدهيم . من از ماژر ادموند و نظام السلطان كه باهم نزد امير نصرت مهمانى رفته بودند شنيدم كه مىگفتند ما در لرستان ، عربستان ، بختيارى مثل سوارهاى امير نصرت سواركارى و تيرانداز و رشيد نديديم . آنروز سى و پنج آهو تمام را قيقاج و سرتاخت اسب در حضور آنها شكار نموده بودند . رفتن انگليسها امروز آنچه قشون انگليس در شهر بود با اغلب ادارات باقىمانده حركت كرد . تمام خيابانها و كوچهها مملو اتومبيل و بار و لوازمات و قشون بود . زنهاى گرجى و روسى و